حسینعلی نوری و ترور رقبا


از نکات بسیار مهم در جریان تبعید بابیان به عراق تلاش بهاء برای تثبیت خود و تبیین جایگاه نداشته خود در بین بابیان بود و در این راه از هر کوشش منفی و البته خیانت به دوستان و همراهان بابی خود دریغ ننمود.
جناب بهاءالله از اوضاع آشفته بابیان در عراق و بی توجهی نسبی حکومت عثمانی به مسائل داخلی بابیان استفاده کرده، با شرارت به تسویه حساب و حذف فیزیکی مخالفین خویش پرداخت...


نتیجه این شرارت ها فرار بابیان مهم و قابل اعتنا از بغداد و ایجاد فضای رعب شدید در میان آنان و قتل و کشتار مخالفان بود.

عزیه خانم نوری (خواهر بهاءالله و صبح ازل) گروهی که با رهبری زیر زمینی بهاء الله به قلع و قمع بابیان بغداد مشغول بودند را "جلادان خونخوار" نامیده و می گوید :
"اصحاب طبقه اول که اسامیشان مذکور شد از خوف آن جلادان خونخوار به عزم زیارت اعتاب شریفه به جانب کربلا و نجف و برخی به اطراف دیگر هزیمت نمودند. «سید اسمعیل اصفهانی» را سر بریدند و «حاجی میرزا احمد کاشی» را شکم دریدند. «آقا ابوالقاسم کاشی» را کشته در دجله انداختند. «سید احمد» را به پیشدو کارش را ساختند. «میرزا رضا» خالوی سید محمد را مغز سرش را به سنگ پراکندند و «میرزا علی» را پهلویش را دریده به شاهراه عدمش راندند و غیر از این اشخاص جمعی دیگر را در شب تار کشته اجساد آن ها را به دجله انداختند و بعضی را در روز روشن در میان بازار حراج با خنجر و قمه پاره پاره کردند چنان که بعضی از مومنین و معتقدین را این حرکات، فاسخ اعتقاد و ناسخ اعتماد گردید بواسطه این اعمال زشت و خلافکاری ها از دین بیان عدول کرده و این بیت را انشاء نموده در محافل می خواندند و می خندیدند:

اگر حسینعلی، مظهر حسین علی است ...... هزار رحمت حق بر روان پاک یزید 

و می گفتند: ما هر چه شنیده بودیم حسین مظلوم بوده است نه ظالم.


منبع :  کتاب تنبیه النائمین صفحه 12


برگرفته از سایت حقیقت بهائیت  http://www.baharoom.ir/fa/bahairesearch