آشنایی مختصری با مانکجی

کشور انگلیس (بریتانیا) برای محقق کردن شعار خود "تفرقه بینداز و حکومت کن" از عناصر خاص و زبده ای استفاده کرده و می کند؛ یکی از این افراد، شخصی است به نام "مانکجی" که در زمان قاجار فعالیت می کرده است.

مانِکجی Maneckji (مانوکجی) پسر هوشنگ هاتریا، سال 1813 م/1328 ق در یکی از بخش های بندر"سورات" هند به دنیا آمد. ادعا می شود اجدادش از زرتشتیانی بودند که در زمان صفویه از ایران به هند مهاجرت کردند.

با مطالعه زندگی وی مشخص می شود که در راستای اهداف دولت بریتانیا چقدر زبده و مورد اعتماد این دولت بوده بطوری که در 15 سالگی (1828م/1244ق) سمت صندوق داری قشون استعماری انگلیس در سند را عهده دار بوده است.[1]

در سال 1245 ق با قشون انگلیس...

خادم کارکشته بریتانیا، مانکجی لیمجی هاتریا

به قصد تسخیر کابل حرکت و به همراه بخش مالی تدارکاتی آن در نگرتته مستقر شد. در این مأموریت جنگی-اطلاعاتی مبلغ 250 میلیون طلا و نقره مسکوک و غیر مسکوک در اختیار مانکجی بود.[2]

در سال 1854م/1270ق در شرایطی حساس برای ماموریت به ایران آمد، با اخذ چهار سفارشنامه خطاب به سفرا و مقامات انگلیس در بغداد، اسلامبول، بوشهر و تهران.[3]

محمل ظاهری فعالیت مانکجی در ایران اشتغال به تجارت بود اما در پوشش تجارت و در ادامه فعالیت های مشکوک خود در خدمت به امپراطوری بریتانیا به اقدامات گسترده ای دست زد[4] که اهم آن ها (بصورت خلاصه) از قرار ذیل است:

1-اقدام به فعالیت هایی با عنوان خدمت به زردشتیان ایران:

الف)تعمیر آتشکده ها و زیارت گاه های زرتشتی؛

ب)تعمیر و ساخت دخمه هایی جهت اموات؛

ج)جلوگیری از تعدد زوجات، طلاق دادن زنان، قربانی کردن و خوردن گوشت حیواناتی نظیر گاو و شتر، کشیدن قلیان و مراسمی چون حنابندان که داخل رسومات زرتشتی شده بود.[5]

د)بنیانگذاری «انجمن زرتشتیان» در یزد تا اختلافات درونی جامعه زرتشتی به محاکم عرف و شرع (که این دومی زیر نظر فقهای پارسا و پر نفوذ شیعه اداره می شد) راه نیابد و اختلافات در انجمن مذکور توسط ریش سفیدان این طایفه رسیدگی شود.[6]

او در اصل سعی داشت جامعه زرتشتی را از بدنه جامعه ایرانی جدا ساخته و از امکانات آنان به عنوان یک اقلیت در پروژه باستان گرایی (ایران بی اسلام) استفاده نماید.

وی در انجام این مأموریت از همفکری اسلام ستیزانی نظیر فتحعلی آخوندوف (سرهنگ قشون تزاری و دستیار نایب السلطنه روس تزاری در قفقاز اشغالی) بهره می برد. مانکجی از همرازان میرزا فتحعلی آخوندوف بود.[7]

2- ارتباط و همکاری با بهائیت: در این مورد می توان به مکاتبه دوستانه او با میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) که به عراق تبعید شده بود اشاره کرد.[8]

از جمله خدمات وی به بهائیت، تأسیس مدارس زرتشتی برای آموزش نونهالان و کودکان بود؛[9] لکن برای آموزش آن ها از معلمان بهائی استفاده کرد که موجب درگیری با جامعه زرتشتی شد.[10]

3- سرقت آثار باستانی و کتب خطی.[11]

4-سره نویسی (به کمک میرزا ابوالفضل گلپایگانی، مبلغ معروف بهائیت) و تشویق دیگران به این امر.[12]

5- تاریخ سازی به سبک مانکجی.[13]

6- ارتباط مانکجی با تصوف.[14]

7-ارتباط با فراماسونری (استاد عبدالله شهبازی معتقد است که بنیانگذار فراماسونری در ایران، مانکجی است نه سرجان ملکم)[15]

در نهایت، زندگی او در رمضان 1307 ق/فوریه 1890 م در تهران به پایان رسید.



[1] - رشید شهمردان، تاریخ زرتشتیان ص 619.

[2] - رشید شهمردان، صص 620-621.

[3]- رشید شهمردان، تاریخ زرتشتیان ص 622.

[4] - مناسبات مانکجی هاتریا با بهائیان، مانکجی در ایرن با سفارشنامه انگلیسی ها به نقل از نرم افزار به سوی حقیقت.

[5] - اسنادی از زرتشتیان معاصر ایران، ص 4.

[6] - اسنادی از زرتشتیان معاصر ایران ص 5.

[7] - فریدون آدمیت، زندگی و آثار آخوندزاده، ص 23.

[8] - آرشیو سازمان اسناد ملی ایران، شماره تنظیم 295003266؛ روح ا... مهرانجانی، شرح احوال میرزا ابوالفضائل، با مقدمه عبدالحمید اشراق خاوری، مطبوعات امری، صص 58 55.

[9] - رشید شهمردان، فرزانگان زرتشتی ص 626

[10] - موسی فقیه حقانی، بهائیت و سرویس اطلاعاتی انگلستان، مناسبات مانکجی هاتریا بها بهائیان، مبحث معلمان بهایی برای مدارس زرتشتی.

[11] - (مانکجی صاحب، اظهار سیاحت ایران، بمبئی، 1280 ق، صص 29 28.

[12] - سیاوش سفیدپوش، یار دیرین طهران، 132 بدیع (1976)، ص 23- شرح احوال میرزا ابوالفضل گلپایگانی، ص 63.

[13] - شرح احوال جناب میرزا ابوالفضائل گلپایگانی، ص 60.

[14] - تاریخ پهلوی و زرتشتیان ص 427.

[15] - عبدالله شهبازی طی مقاله ای در فصلنامه تاریخ معاصر ایران، ش 27، ص 13، چنین نوشته است: مانکجی هاتریا بنیانگذار واقعی اولین سازمان فراماسونری ایران (فراموشخانه) است که به دلیل فقدان تحقیقات بنیادین در این زمینه تأسیس آن به غلط به میرزا ملکم خان نسبت داده شده است.