حروف حی (نخستین یاران باب)


ادعای باب، نزد ملا حسین بشرویه ای که شیخی مذهب و از شاگردان سید کاظم بود_ آغاز شد و با تبلیغات وی طی پنج ماه، هفده نفر دیگر از شاگردان مکتب شیخیه، پیرامون باب جمع شدند و او این 18 نفر را حروف حی نامید.


جایگاه و اهمیت علمی حروف حی

در منابع بابی و بهائی درباره جایگاه و اهمیت علمی آنان، اغراق های عجیب و غریبی شده است؛ اما در همین منابع، گاه سخنانی یا رفتاری از آن ها نقل شده است که حاکی از قلّت معلومات آن ها است...


تصویر روتوش شده از علیمحمد شیرازی (باب)

سید علیمحمد شیرازی در فراز های گوناگون به تمجید های گزاف از حروف حی پرداخته و مقاماتی فوق تصور به آن ها نسبت داده است. جملات ذیل نمونه ای از این گزافه پردازی هاست:

هوشنگ گهرریز می گوید:

«و در باب تاسع العشر از واحد ثامن می فرمایند:

هر وقت ذکر شود من یظهره الله صلوات فرستید بر او و هر وقت ذکر شود حروف حی او ذکر بهاء کنید بر ایشان و در آن چه ظاهر شده مثل آن چه ظاهر می شود ذکر کنید و در هر شب جمعه و یوم آن قدر دانید که آن شب و روز است که اعمال در آن مضاعف می گردد و ذکر کنید من یظهره الله و حروف حی آن را»[1]



در جای دیگر آورده است:

«حضرت رب اعلی در کتاب بیان در باب ثانی از واحد خامس می فرمایند:

لایق است بر مقتدرین در بیان که هیجده مسجد جدا جدیداً به اسم حروف حی من یظهره الله بنا کنند که مدل باشد از برای حروف حی اول و در آن ها تسبیح و تقدیس و توحید و تعظیم الهی را به جا آورند و در آن ها هر قدر که توانند ارتفاع دهند مصباح را که در آن اسراف نبوده و نیست»[2].

«و نیز در خطبه کتاب بیان می فرمایند: و اوست که خداوند واحد احد از برای او به ظهور نفس او هیجده نفس که خلق شده اند قبل کل شیئ از نفس او خلق فرموده و آیه معرفت ایشان را در کینونیت کل شیئ مستقر فرموده تا آن که کل بِکُنهِ ذات خود شهادت دهند بر این که اوست واحد اول و حی لم یزل»[3].

این اوصاف به قدری مبالغه آمیز بود که حتی برخی از حروف حی، علاوه بر انکار این مقامات، به خاطر آن از باب هم فاصله گرفتند. اشراق خاوری، مبلغ شهیر بهائی در کتاب امر و خلق از قول بهاءالله آورده است:

«ملا حسن بجستانی از حروف حی بیان در عراق حاضر و در امر نقطه اولی، شبهاتی بر او وارد. از جمله اعتراضاتی که بر نقطه اولی نموده، آن که آن حضرت در جمیع کتب منزله حروف حی را به اوصاف لا تحصی وصف نموده اند و من از آن نفوس محسوبم و به نفس خود عارف و مشاهده می نمایم که ابدا قابل این اوصاف نبوده و نیستم...»[4]

«کپی از کتاب در جستجوی حقیقت، استاد علیرضا روزبهانی بروجردی، اداره کل فرق و ادیان»



[1] - (هوشنگ گهرریز، حروف حی، ص 23)

[2] - همان

[3] - همان

[4] - عبدالحمید اشراق خاوری، رساله امر و خلق، ص 553